» معنی ضرب المثل: سواره از حال پیاده خبر ندارد و سیر از گرسنه
ضرب المثل سواره از حال پیاده خبر ندارد و سیر از گرسنه+ داستان ضرب المثل
این ضرب المثل به بی خبر بودن ثروتمندان از حال فقیران اشاره می کند. و وقتی فقیران درخواست کمک می کنند، چون ثروتمندان همیشه در رفاه بودند حال آن ها را درک نمی کنند و به آن ها کمک نمی کنند.
البته همیشه هم در بحث پول به کار نمی رود، گاهی هم در شرایط سخت به کار می رود. دقیقا آن موقع که جای فرد دیگری نبودیم و سختی های زندگی او را نچشیدیم، پس شرایط او را درک نمی کنیم.
داستان ضرب المثل:
در روزگاران قدیم در بیابانی خشک و گرم مردی سوار به شتر می رفت و آرزو می کرد که زودتر به مقصد برسد. هوا گرم بود و او سخت گرسنه بود.
در همین حال مرد دیگری که فقط یک خورجین همراه داشت پیاده می رفت. آن مرد هم به شدت خسته بود و پاهایش کشش ادامه راه را نداشت.
در طول مسیر این دو مرد با هم برخورد کردند، مرد پیاده به مرد سواره گفت:
-برادر! من به شدت خسته ام و پاهایم کشش ادامه راه را ندارد. لطفا من را هم سوار شترت کن.
مرد سواره اخم هایش را در هم کشید و گفت:
+شتر من مثل پسرم است و نمی تواند همزمان دو نفر را حمل کند.
هر چه مرد پیاده التماس کرد مرد سواره حاضر نشد او را سوار شترش کند و در آخر به مرد پیاده گفت:
+خورجینت را بفروش و با پولش یک الاغ بخر تا دیگر مجبور نشوی این راه را پیاده طی کنی.
مرد پیاده ناراحت شد و گفت:
-خورجینم همه زندگی من است و نمی توانم آن را بفروشم.
آن ها به راه خود ادامه دادند. وسط های راه مرد پیاده ایستاد تا استراحت کند و از خورجینش نان و خرمایی درآورد تا بخورد.
مرد سواره که بسیار گرسنه بود به مرد پیاده نزدیک شد و گفت:
+برادر، من بسیار گرسنه ام. یکم از نان و خرمایت به من بده.
مرد پیاده به مرد سوار گفت:
-خورجین من فقط به اندازه یک نفر نان و خرما دارد. اگر خیلی گرسنه هستی می توانی شترت را بفروشی و نان بخری.
مرد سواره خیلی ناراحت شد و گفت:
+شتر من همه سرمایه ام است و نمی توانم آن را بفروشم.
زن و بچه هر دو مرد، درب دروازه شهر منتظر بودند هر دو خانواده دیدند که شتر با خورجین به دهان آمد. هر دو مرد در بیابان مانده بودند.
از اینجا بود که ضرب المثل" سواره از حال پیاده خبر ندارد و سیر از گرسنه" سر زبان ها افتاد.


وبلاگ ققنوس | دانستنی های روز
مطلب مرتبط
ماچا چیست؟ راهنمای کامل نوشیدنی سبز محبوب ژاپنی