تبلیغات در ارم بلاگ


» داستان سلطان محمود غزنوی و پیرمرد دانا

داستان سلطان محمود غزنوی و پیرمرد دانا

"سلطان محمود غزنوی" و جایزه "جمله حکیمانه"


سلطان محمود غزنوی دستور داد هرکس جمله حکیمانه ای بگوید به او صد سکه طلا بدهند. 


روزی که از کنار مزرعه ای میگذشت پیرمردی را دید که در حال کاشتن نهال زیتونی است سلطان جلورفت و از پیرمرد پرسید نهال زیتون بیست سال طول میکشد تا ثمر بدهد تو با این سن و سال به چه امیدی این نهال را میکاری؟ 


پیرمرد لبخندی زد و گفت : دیگران کاشتند و ما خوردیم ما میکاریم تا دیگران بخورند!

راهنمای کامل عطرهای مردانه ژان پل گوتیه Jean Paul Gaultier؛ بررسی ۵ شاهکار محبوب مطلب مرتبط راهنمای کامل عطرهای مردانه ژان پل گوتیه Jean Paul Gaultier؛ بررسی ۵ شاهکار محبوب


سلطان ازجواب پیرمرد خوشش آمد و گفت: واقعأ جواب حکیمانه ای بود و دستور داد به او صدسکه طلا بدهند.

پیرمرد خندید شاه گفت چرا میخندی؟ پیرمرد گفت زیتون بعد از بیست سال ثمر میدهد اما زیتون من الان ثمر داد! سلطان باز هم از سخن پیرمرد خوشش آمد و دستور داد به او صدسکه دیگر بدهند. پیرمرد باز هم خندید سلطان گفت :

این بار چرا میخندی؟ 


پیرمرد گفت زیتون سالی یکبار ثمر میدهد اما زیتون من امروز دوبار ثمر داد!! سلطان دستور داد صدسکه دیگر به او بدهند.



تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   بلاگسازان   |   تعبیر خواب   |   لینک پرومکس   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   فروش تجهیزات ویپ   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   توری سایبان گلخانه   |   خرید آنتی ویروس  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده